{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان بی خود شدم از خود که بین مردم این شهر

چنان بی خود شدم از خود که بین مردم این شهر
منِ مشهور دینداری شدم رسوای چشمانت ...
دیدگاه ها (۲)

گاه میخوامبگویم #دوستت_دارم ولیایڹ #حواس_مادرمبیش از #فتا جم...

فرقی نمیکند به چه نیّت ببینمتبگذار تا دوباره به دقّت ببی نمت...

حالِ ما را کسی نمی‌فهمـد!سال‌ها سوختیم و دود نداشت!زندگی یک ...

تنهایی بیرون می زند!گاهی چون خون از بینیگاهی چون اشک از چشما...

شدم مجنون مشهور میدون شهر

"چشمانت؟ چشمانت مانند اوقیانوسی میماند کہ من چند سالے میشود ...

من دیگه فراموش شدم هیچی منو درک نمیکنه من از بین رفتم من دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط