آمدی تا کم کنی از وسعت چشم انتظاری های من
آمدی تا کم کنی از وسعت چشم انتظاری های من
یا که می خواهی بیافزایی به حجم بی قراری های من؟
هیچ بارانی حریف سرنوشت زرد تقویمم نبود
تا ببینم تو چه خواهی کرد با این بی بهاری های من
دست هر کس را گرفتم جان گرفت و پشت پایم زد،همین
طول و تفصیلی ندارد ماجرای بد بیاری های من
آن قدر که من خودم در خلوتم خاموش می گریم بس است
حیف باشد که تو هم باشی شریک سوگوای های من
تلخ و غمگینم،ولی این عادت دیرینه آخر رفتنی است
آه،ای شاداب شیرین،بگذر از نا سازگاری های من
داستان تنگدستی های من اینقدرها کوچک نبود
در بزرگی های تو،گم گشته اما شرمساری های من
چند شعر خشک و خالی،با همین ها سوختی و ساختی
ای فدای این همه ایثار تو،کل نداری های من!
من غزلهای فراوان دارم اما خواندن آن کار توست
از گلوی تو شنیدن دارد آواز قناری های من...
یا که می خواهی بیافزایی به حجم بی قراری های من؟
هیچ بارانی حریف سرنوشت زرد تقویمم نبود
تا ببینم تو چه خواهی کرد با این بی بهاری های من
دست هر کس را گرفتم جان گرفت و پشت پایم زد،همین
طول و تفصیلی ندارد ماجرای بد بیاری های من
آن قدر که من خودم در خلوتم خاموش می گریم بس است
حیف باشد که تو هم باشی شریک سوگوای های من
تلخ و غمگینم،ولی این عادت دیرینه آخر رفتنی است
آه،ای شاداب شیرین،بگذر از نا سازگاری های من
داستان تنگدستی های من اینقدرها کوچک نبود
در بزرگی های تو،گم گشته اما شرمساری های من
چند شعر خشک و خالی،با همین ها سوختی و ساختی
ای فدای این همه ایثار تو،کل نداری های من!
من غزلهای فراوان دارم اما خواندن آن کار توست
از گلوی تو شنیدن دارد آواز قناری های من...
- ۸۶۸
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط