{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 6

part 6
برادر ناتنی
جیمین: خواهش
ات: ولی جیمین
جیمین: هوم؟
ات: چرا کمکم کردی؟
جیمین: برای اینکه ما دوستیم
ات: ببین ی وقت عاشقم نشی من دوست پسرمو خیلی دوست دارم
جیمین: خیلی اعتماد بنفس داری هاااااااا
ات: گگگگ اره چی فکر کردی
جیمین: میدونی چیه اصلا برو گمشو
ات: وااااا این چه طرز حرف زدن بایه خانمه.... هویییی باتوام
جیمین:«رفت »
ات: عجب
پرش زمانی به بعد از کار، و تمیز کاری
ات: جیمین خسته شدی نه
جیمین: بله به لطف خانم من باید تا شب توالت بشورم
ات: جیمین ببخشید همش تقصیر منه «میخواست گریه کنه»
جیمین:اااا نه نه ات گریه نکن انقدرهام اذیت نیستم
ات: افتاد گریه» ببخشید واقع نمیخواستم اینطوری بشه
جیمین:«میره سمت ات و اونو بغل میکنه» نه ات عیبی نداره من مشکلی ندارم لطفا گریه نکن
ات: گریش که تموم میشه از بغل جیمین میاد بیرون
ولی بازم معذرت میخوام
جیمین: عیب نداره .... خب حالا که کارمون تموم شده برسونمت؟
ات: نه ممنون تا همین الانم کلی به پای من سوختی
جیمین: نه بابا میرسونمت
ات: اوکی .......
ویو دم در خونه اتینا 😂اتینا مثل این میمونه که من بخوام به جونگکوک بگم شب پاشو بریم خونه تهیونگینا 😂😂😂😂😂😂عجب
ات: جیمین ممنون امروز خیلی اذیت شدی
جیمین: نه بابا روز خوبی بود
ات: روزخوبی بود توالت شستی ؟
جیمین: منظورم این نبود....... اصلا برو پایین میخوام برم خونه بخوابم
ات: تو نمیتونی درست حرف بزنی نه
جیمین: نه
ات:پوففففففف. شب بخیر
جیمین: شب بخیر
ات: از ماشین پیاده شدم که ی هو دیدم فیلیکس دم در خونمونه
تو اینجا چکار میکنی؟
فیلیکس:.......
دیدگاه ها (۱۱)

part 7فیلیکس: ات چشمم روشن میری میای باهرکی دوست داریات: ها....

part 8برادر ناتنی موهامو خشک کردم رفتم روی تختم ولو شدم داش...

ادیت خودمهدردش به قبلم حاضرم به خاطرش همچیم رو بدم خیلی خیلی...

پروفایل تعقیر کرد دوستون دارم باییییییببببببببببیییییییی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط