{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رُخسارِ جهانسوزِ تو بی‌پا و سرم کرد

رُخسارِ جهانسوزِ تو بی‌پا و سرم کرد
نظارهٔ زلفِ تو پریشان‌نظرم کرد...
دیدگاه ها (۲)

آنکه چون سایه زِ شخصِ تو جُدا نیست، منم...

دانی که من و تو کِی به هم خوش باشیم آن‌وقت که کَس...

. دل در هوسَت خون شدو جان در طلبت سوخت...

با تو صد زمزمه در زیرِ زبان بود مرا...

شب‌نشینان، عاشق افسانه‌های زلف تو،صبح‌خیزان، واله‌ی چاک گریب...

#شعر_قدیمی 🤍کفر سر زلف تو ایمان ماستدرد غم عشق تو درمان ماست...

مو پریشان، ناز عریان، جَعدِ آن گیسو فریببافتم یک قصه از تو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط