{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏گویی از پنجره‌ها

‏گویی از پنجره‌ها
‏روحِ نسیم،
‏دید اندوه من تنها را ..
‏ریخت
‏بر گیسوی آشفته‌ی من،
‏عطر سوزان ِ
‏اقاقی‌ها را ...
#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

از خٖویش گریزانم و سوی تو شتابان،بـا اینهمه راهـی بـه وصـال ...

جز تو یاری نگرفتیم ونخواهیم گرفت،بر همان عهد که بودیم،بر آنی...

همه شب با دل دیوانه ی خود در حرفم؛چه کنم،جز دل خود نامه بری...

زندگی...حاصل ضرب من و رویای "تو"بود...مثبت قلب مرا منفی چشما...

از پنجرهٔ صبح به خورشید سلامبر سبزه و باغ عطر امید سلامگیسوی...

نقش ِچشمان ِخمارت،چه كشيدن داردسايه ساران ِدو زلفت،چه لميدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط