احتمالا همه ما قانونهای پایستگی رو شنیدیم. فلان چیز نه ب
احتمالا همه ما قانونهای پایستگی رو شنیدیم. فلان چیز نه به وجود می آید و نه از بین میرود، بلکه از حالتی به حالت دیگر تغییر می یابد. این قانون برای خیلی چیزها درسته؛ مثل انرژی یا حتی به عقیده ی خیلی ها خدا! اما در مورد خاطرات دقیقا اینجوری نیست:
خاطرات به وجود میان اما شاید هیچوقت از بین نرن. تصویرهای درهم و برهم از اتفاقات خوب و بد قدیم که گاهی از سر تنهایی یا تکرار تمام یا قسمتی از اون اتفاقات به سراغ ذهن ما میان یه اسم دارن، خاطره! خاطره نه میمیره، نه از بین میره و نه حتی میشه زنده یا تکرارش کرد. این دقیقا به قول امروزیها باگ خاطره ست! یه تصویر که هست و خواهد بود و ما مثل پوست، گذرمون به دباغ خونه ش میفته. بد یا خوب، خاطره بده. چون بدش از بین نمیره و خوبش تکرار نمیشه.
پایستگی خاطرات مثل مومیایی کردنه. هست، هزار سال هم بگذره میتونه دست نخورده بمونه اما جون نداره که زنده بشه. اگه تیکه پارش کنی میگن دیوونه است. اگه گریه کنی میگن عقب مونده است و اگه بغض کنی میگن افسرده است. مثل آینه ی دق باید نگاش کنی و به لاشه ی متعفنش لبخند بزنی تا سر و کله ی خاطره ی بعدی که اتفاقا اون هم نه از بین میره و نه تکرار میشه، پیدا بشه!
خاطرات به وجود میان اما شاید هیچوقت از بین نرن. تصویرهای درهم و برهم از اتفاقات خوب و بد قدیم که گاهی از سر تنهایی یا تکرار تمام یا قسمتی از اون اتفاقات به سراغ ذهن ما میان یه اسم دارن، خاطره! خاطره نه میمیره، نه از بین میره و نه حتی میشه زنده یا تکرارش کرد. این دقیقا به قول امروزیها باگ خاطره ست! یه تصویر که هست و خواهد بود و ما مثل پوست، گذرمون به دباغ خونه ش میفته. بد یا خوب، خاطره بده. چون بدش از بین نمیره و خوبش تکرار نمیشه.
پایستگی خاطرات مثل مومیایی کردنه. هست، هزار سال هم بگذره میتونه دست نخورده بمونه اما جون نداره که زنده بشه. اگه تیکه پارش کنی میگن دیوونه است. اگه گریه کنی میگن عقب مونده است و اگه بغض کنی میگن افسرده است. مثل آینه ی دق باید نگاش کنی و به لاشه ی متعفنش لبخند بزنی تا سر و کله ی خاطره ی بعدی که اتفاقا اون هم نه از بین میره و نه تکرار میشه، پیدا بشه!
- ۱.۱k
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط