تڪیه گآهَم بآش !
تڪیه گآهَم بآش !
میخوآهَم سَنگینی نِگاه این مَرבمِ حَسوב شَهر را
تو هم حس کنی
ایـن مَرבم نمیتَوآننב ببیننَב
בست هآیِمآن تآ این اَندآزه بِہم می آینב !
سرش پایینه و سرگرم کارشه
صداش میکنم
بر میگرده سمتم
- جونم ؟!
- یه چیزی بگم ؟!
- یه چیزی نه شما صد تا چیز بگو خانومم ؟!
- میشه بخندی ؟!
با تعجب از حرفم به خنده میفته ...
- واسه چی اینو گفتی الان ؟!
- آخه میدونی ؟!
- چیو ؟!
- " تو که می خندی انگاری منو خوشبختی میبوسه "
قهقهه میزنه و همونجور که داره میاد سمتم میگه :
- آهااااااای ؟! جز من یکی دیگه خیلی بیجا میکنه عشقمو ببوسه ...
وایسا بینم ...
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست
گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست
من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل
تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست...
فرقی ندارد
چه ساعت از شبانه روز باشد؛
صدایت را که می شنوم
خورشید در دلم طلوع میکند...!!!
خودمونو عروسک خیمه شب بازی مردم نکنیم,که بعد از یه مدت براشون تکراری شیم و حوصله شونو سر ببریم...همیشه حد خودتو بدون تا خوردت نکردن...
میخوآهَم سَنگینی نِگاه این مَرבمِ حَسوב شَهر را
تو هم حس کنی
ایـن مَرבم نمیتَوآننב ببیننَב
בست هآیِمآن تآ این اَندآزه بِہم می آینב !
سرش پایینه و سرگرم کارشه
صداش میکنم
بر میگرده سمتم
- جونم ؟!
- یه چیزی بگم ؟!
- یه چیزی نه شما صد تا چیز بگو خانومم ؟!
- میشه بخندی ؟!
با تعجب از حرفم به خنده میفته ...
- واسه چی اینو گفتی الان ؟!
- آخه میدونی ؟!
- چیو ؟!
- " تو که می خندی انگاری منو خوشبختی میبوسه "
قهقهه میزنه و همونجور که داره میاد سمتم میگه :
- آهااااااای ؟! جز من یکی دیگه خیلی بیجا میکنه عشقمو ببوسه ...
وایسا بینم ...
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست
گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست
من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل
تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست...
فرقی ندارد
چه ساعت از شبانه روز باشد؛
صدایت را که می شنوم
خورشید در دلم طلوع میکند...!!!
خودمونو عروسک خیمه شب بازی مردم نکنیم,که بعد از یه مدت براشون تکراری شیم و حوصله شونو سر ببریم...همیشه حد خودتو بدون تا خوردت نکردن...
- ۶۱۹
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط