{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(پارت ۳)

(پارت ۳)
عشق یا حسرت
چشمامو باز کزدن و دیدم که دستامو به صندلی بستستست
آنا جفتم بود

آنا انا بیدار شو کجاییم

چیزی از شب یادم نبود فقط یادم اومد که یهو خوابم برد

انا:آبجی! من میترسم ما کجاییم

الا:نمیدونم ولی نترس من پیشتم

آنا:هیچی نمیبینم همجا تاریکه

الا :منم نمیبینمت فقط صداتو می‌شنوم

آنا: آبجی یکم سر صدا کن شاید کسی صدامون رو بشنوه
کمک ! کمککککک! کسی نیست کمکک

یهو در باز شد و نور از لای در به روی پیشونی من و آنا می‌تابید خیلی تار بود زیاد واضح نمیتونستم ببینم دیدم خاله آروم آروم داره میاد طرفمون

الا:خاله خاله نجاتمون بده

خاله :ههه فکر کردین برای چی اومدم تمام این شال ها نه کسی سراغمو میگرفت نه کسی بهم اهمیت میداد تمام غم ها رو خودم تنهایی به دوش کشیدم

الا : خاله داری شوخی میکنی شوخیات خیلی بامزه ای ولی خیلی پیاز داغشو زیاد کردی

خاله : آنقدر همه چیو بع شوخی نگیر دنیا شوخی نیست زندگی شوخی نیست

الا:خاله بسه به خودت بیااا خالهه

خاله : ساکت ببرینشون

الا :خالههه نهههه


آنا: الا کجا دارین میریم


الا:نگران نباش هر اتفاقی افتاد من پیشتم

چشمامونو بستن و ما نمیتونستیم چیزی رو ببینیم
بعد سوار ماشینمون کردن و ما رو بردن به یه مهمونی بزرگ من نمیتونستم چیزی ببینم فقط صدا حارو میشنیدم وقتی وارد شدیم همه ساکت شدن

خاله الا:بیارینشون بشینین خب آقای پارک این دو تا دختر رو از من چند میخری

آقای پارک :خوبن زیاد قیافه ندارن ولی خوبن چند سالشونه؟

خاله الا: یکی ۱۶ اون یکی ۱۴

آقای پارک :بیبین دوست ندارم زیاد کل کل کنیم نهایت ۱۶ میلیارد دلار

خاله الا:کمه برو بالا من این همه راهو بیخودی نیومدم

آقای پارک : ۱۸ میلیارد دلار تمام معامله تمام شد

خاله الا:قبول

در همون هین یهو یکی وارد شد با کت مشکی لباس های بسیار شیک تمیز وقتی وارد شد همه بلند شدن و سالن در سکوت عجیبی فرو رفت من اونا رو میخرم همه زیر لب زمزمه میکردن جئون اینجا چیکار میکنه اینجا چیکار داره چرا اون دو تا رو میخواد بخره

جونگ کوک: من اونا رو میخرم با قیمت ۲۰۰ ميليارد دلار

خاله الا : آما ما معامله رو تموم کردیم

جونگ کوک :همین که گفتم گفتم میخرم یعتی تمام

خاله الا:من نمیدم


جونگ کوک :چرا نشستین پاشین


از صداش معلوم بود جونگ کوک ولی من اون موقع اعتمادم از خاله از دست داده بودم به خواطر همین قبول کردم با جونگ کوک برم

الا:آنا پاشو بریم


آنا: اما آبجی

الا: لطفا با من لج نکن پاشو

خاله الا: کجا هنوز کارم تموم نشده
.....................
بقیش تو کپشن
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۳

فیک : بین راندها

The unwanted Roommate __________________________علامت ها: یو...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

☆‌عشق اجباری من✧P6ویو نویسندهچراغ‌های عمارت خاموش شده بود و ...

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط