صبح عشق آمد و این دل به تمنای تو باد

صبح عشق آمد و این دل به تمنای تو باد
سرنگون ظلمت شب شد که چه سودای تو باد

شد پران پرده شب، آمده چون صبح وصال
صبح عشق آمد و شادان رهِ و جویای تو باد

صبح عشق آمد و شوقی شده بر قامت جان
تا که ریزد غم دل، بین که چه خوش جای تو باد

بگسل آن بند سیاهی که به جان داری و دل
همچنان آینه باید تن و سیمای تو باد

جان و دل هست قشنگ، از رخ دنیای وجود
پر ز نور آن دل شب‌ها، دل زیبای تو باد..
دیدگاه ها (۱۲)

Attar#050622

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

عاشقانه ها

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

عاشقانه های شبنم

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

عاشقانه های شبنم

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط