ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتند
ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتند
کنج قفس ، زندانی ات کردند و رفتند
در سایه های شب ، تورا تنها نوشتند
سرشار سرگردانی ات ، کردند و رفتند
احساس پاکت را ، همه تکفیر کردند
محکومِ بی ایمانی ات ، کردند و رفتند
هرشب تورا دعوت ، به بزم تازه کردند
در بزمشان ، قربانی ات کردند و رفتند
زخمی که رستم ، از شَغاد قصه اش خورد
مبنای این ویرانی ات ، کردند و رفتند.
کنج قفس ، زندانی ات کردند و رفتند
در سایه های شب ، تورا تنها نوشتند
سرشار سرگردانی ات ، کردند و رفتند
احساس پاکت را ، همه تکفیر کردند
محکومِ بی ایمانی ات ، کردند و رفتند
هرشب تورا دعوت ، به بزم تازه کردند
در بزمشان ، قربانی ات کردند و رفتند
زخمی که رستم ، از شَغاد قصه اش خورد
مبنای این ویرانی ات ، کردند و رفتند.
- ۱.۲k
- ۲۳ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط