سناریو ران هایتانی
سناریو ران هایتانی
موضوع:اگه توی پارک هستین یه پسر مزاحم شما بشه
ویو ا/ت
حوصله ام سر رفت
ران:حوصلت سر رفته بریم پارک
ا/ت:باشه حالا از کجا فهمیدی؟
ران:از قیافت معلومه
ا/ت:نکوشیمون آقای انیشتین 😐
ران:به جای اینا برو آماده شو
و ا/ت آماده شد و رفتن پارک
ران:من میرم بستنی بخرم تو اینجا بمون
ران رفت بستنی بخره که یهو پسری مزاحم ا/ت شد
پسر: جوننن چقدر بدم دوست دختر من بشی
تا می خواست جواب بده ران وارد می شود
و پسره رو آنقدر کتک میزنه که به التماس میوفته ا/ت داشت بستنی می خورد تشویق میکرد(فکر کردی میره خواهش میکنه ولش کن نه بدتر داره تشویق میکنه)
ران پسره رو ول کرد اومد پیش ا/ت
و بغلش کرد
ران:حالت خوبه
ا/ت:اهوم
ران:دیگه تا خود بستنی فروشی هم توهم با خودم میبرم تا حواسم بهت باشه
و ا/ت هم یه لبخند کیوت تحویل ران میده و بهم به خونه میرن
پایان
موضوع:اگه توی پارک هستین یه پسر مزاحم شما بشه
ویو ا/ت
حوصله ام سر رفت
ران:حوصلت سر رفته بریم پارک
ا/ت:باشه حالا از کجا فهمیدی؟
ران:از قیافت معلومه
ا/ت:نکوشیمون آقای انیشتین 😐
ران:به جای اینا برو آماده شو
و ا/ت آماده شد و رفتن پارک
ران:من میرم بستنی بخرم تو اینجا بمون
ران رفت بستنی بخره که یهو پسری مزاحم ا/ت شد
پسر: جوننن چقدر بدم دوست دختر من بشی
تا می خواست جواب بده ران وارد می شود
و پسره رو آنقدر کتک میزنه که به التماس میوفته ا/ت داشت بستنی می خورد تشویق میکرد(فکر کردی میره خواهش میکنه ولش کن نه بدتر داره تشویق میکنه)
ران پسره رو ول کرد اومد پیش ا/ت
و بغلش کرد
ران:حالت خوبه
ا/ت:اهوم
ران:دیگه تا خود بستنی فروشی هم توهم با خودم میبرم تا حواسم بهت باشه
و ا/ت هم یه لبخند کیوت تحویل ران میده و بهم به خونه میرن
پایان
- ۶۵۰
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط