من به مهمانی دنیا رفتم

من به مهمانی دنیا رفتم:
من به دشت اندوه
من به باغ عرفان
من به ایوان چراغانی دانش رفتم.
رفتم از پله ی مذهب بالا
تا ته کوچه ی شک
تا هوای خنک استغنا
تا شب خیس محبت رفتم

من دیدار کسی رفتم در آن سرِ عشق ...
رفتم ... رفتم تا زن
تا چراغ لذت
تا سکوت خواهش
تا صدای پر تنهایی ...
دیدگاه ها (۷)

میدانی این مردم اگر بویی ببرند از دوستداشتنمان، تمام است همه...

هر از گاهیبرای کسی که دوستش دارینشانه ای بفرستتا به یادش آور...

🌱 پاینده باد کسانی که🌱 از پاکی شان، عشق آغاز میشود ......

تویی آن سوزنِ ریزی ڪه در انبار این دنیادلِ دیوانه حتی جای ڪا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط