{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست

آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست

و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست

و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم

و آنک سوگند من و توبه‌ام اشکست کجاست

و آنک جان‌ها به سحر نعره زنانند از او

و آنک ما را غمش از جای ببرده‌ست کجاست

جان جان‌ست وگر جای ندارد چه عجب

این که جا می‌طلبد در تن ما هست کجاست

غمزه چشم بهانه‌ست و زان سو هوسی‌ست

و آنک او در پس غمزه‌ست دل خست کجاست

پرده روشن دل بست و خیالات نمود

و آنک در پرده چنین پرده دل بست کجاست

عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد

و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست

          دیوان شمس غزل شماره 412

🆔 T.ME/ @JANEJANAN_57 💟
دیدگاه ها (۰)

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزندهر ضربه انگشت او بر سینه ...

‍ ‍ ◍⃟☕️T.ME/@JANEJANAN_57 💟________________________#حضرت_مو...

همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه......واسه ...

#ویدئو_موزیک 🎥#شَـهـلا_افــروز 👤#فَــریــبـــــــ 👽#غــمــگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط