{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس وحشے خواستنت

احساس وحشے خواستنت
در من مے تازد

مرا بخوان

من رام آغوش تو هستم
دیدگاه ها (۶)

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشماگر بی انتها هم نیستم بی...

ﻣﻦ ﻭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﻫﻤﺪﺭﺩ ﻫﺴﺘﯿﻢﻣﻈﻠﻮﻡ ....ﺷﮑﺴﺘﻪ ...ﺳﺎﮐﺖ ..

هیچکس ما را برای خودمان نمیخواهدسادگی میکند کسی که تنهاییش ر...

گاهیسکوت که می کنیفکر میکنند جوابی نداشته ای که بدهی!غافل از...

خدایا، میانِ این همه هیاهو، من همان قایقِ کوچک و درهم‌شکسته‌...

گفتی بغلم کن که به آغوش تو سرمست ترینمگفتم تو بخواهی همه ی ع...

«در حصارِ دنده‌هایم، قلبی وحشی و بی‌قرار دارم؛ اما تنها زمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط