{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای ؛ باران باران

وای ؛ باران باران

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.
دیدگاه ها (۱)

می توان در قاب خیس پنجره چک چک آواز باران را شنید می توان ...

خورشید دیوانه هر روز سلام می کند و می خندد دیوانه تر از خو...

همهکّس ات ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ! ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ...

دیر گاهیست که تنها شده ام باز هم قسمت غم ها شده ام ...

شهید امیرعلی حاجی زاده

واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو می نویسمقلبم خیس دلتنگی ...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط