{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل زهر بی وفایی رو بخور

ای دل زهر بی وفایی رو بخور

من که گفتم این بی وفا رفتنی است

آه چه دردی بهم دادی ای دل

هم شکستی و هم شکستم دادی ای دل

ای کاش که دلم درد تنهایی نداشت

ای کاش خدا فقط عشق می کاشت

ای کاش خدا یکی رو می فرستاد

درد جدایی رو از دل ها برمی داشت
دیدگاه ها (۲۲)

من نه خودتنه خاطراتتنه چشم هایت من هیچ چیز را فراموش نکرده ا...

غالباً در هر تصادف،می رود چیزی زِ دستلحظه‌ی برخورد چشمت با ن...

تــو خـودٖت ملت یکجای غــزلــهــای منی تــو هــمان خــرمن شی...

آخرش یخ احساس تو راداغیِ ..آغوش من آبش میکند ! #سیاوش_محرابی

* کو چنان یاری که داند قدر اهل درد چیست چیست عشق و کیست مرد ...

گاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این که چطور با قلبی خسته ،...

چنان گیسو رها هستم غریبا آشنا هستمنمیدونم کجا بودم نمیدونم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط