پسرک جلوی خانمی را می گیرد و با التماس میگوید:
پسرک جلوی خانمی را می گیرد و با التماس میگوید:
خانم،تو رو خدا یه شاخه گل بخرید!
زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه
پسرک را روی کفشهایش حس کرد!
پسرک گفت:زیباست، چه کفشهای قشنگی
دارید!
زن لبخندی زد و با غرور گفت:بله،برادرم برایم
خریده است،دوست داشتی جای من بودی؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت:
نه،ولی دوست داشتم جای برادرت بودم ،تا من
هم برای خواهرم کفش می خریدم….
"فاصله تفاوت دیدگاهها را ببینید
خانم،تو رو خدا یه شاخه گل بخرید!
زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه
پسرک را روی کفشهایش حس کرد!
پسرک گفت:زیباست، چه کفشهای قشنگی
دارید!
زن لبخندی زد و با غرور گفت:بله،برادرم برایم
خریده است،دوست داشتی جای من بودی؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت:
نه،ولی دوست داشتم جای برادرت بودم ،تا من
هم برای خواهرم کفش می خریدم….
"فاصله تفاوت دیدگاهها را ببینید
- ۷۶۷
- ۲۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط