{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبی

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبی
پنهان شده در خنده ی من بغض عجیبی
.
در راه رسیدن به تو افتاده ام از پا
چنگی بزنم بی تو به دامان رقیبی
.
هر کس به طریقی ثمری دید ولی ما
جز خون دل از عشق نبردیم نصیبی .
از غیر اگر طعنه شنیدیم غمی نیست
درد است ولی طعنه ی جان سوز حبیبی
.
لب تشنه به دنبال تو هر لحظه دویدم
شاید به سرابی دل ما را بفریبی
.
هر روز پریشان تر و تنها ترم از قبل
چون بلبل پرکن شده ام نیست شکیببی
.
در طالع ما نیست دلی شاد و سری خوش
باشد سند تلخی ما چیدن سیبی
دیدگاه ها (۶)

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت راکه کس آهوی وحشی را از ا...

عاشق شده ام حال و هوایم خوبست درد است ولی درد برایم خوبست آر...

شب شکنم به عشق تو... هنوز ماه من توییعشق تو شد گناه من... رم...

❤️شهرزادِ❤️ قصه هایم ، دل به دلدارت بدهتک سوارِ شعرهایم ، دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط