آپدیت اینستاگرام Yik Keat عکاس اهل سنگاپور در ایونت Hubl
آپدیت اینستاگرام Yik Keat، عکاس اهل سنگاپور در ایونت Hublot، که عکسی با جونگکوک منتشر کرد و از دیدارش با کوک حرف زده✨
یک عکس کافی بود. ما کورکورانه پیش میرفتیم. بدون هیچ دانش قبلی حرکت میکردیم و منتظر بودیم جلوی اتاق هتل تا تیم جمع شه و شروع به رفتن به داخل اتاق کنن. بعد از ۱۰ دقیقه گفتند که اون به زودی آماده خواهد بود. سریع نگاه کردم و دیدم احتمالاً کمتر از ۲۵ نفر در اتاق نیستند. با دونستن اینکه این قطعاً کار آسونی نیست و احتمالاً سختگیرانهترین محافظت رو دارن، از این فرصت سپاسگزار بودم.
در این فهرست فقط ۶ نفر بودن که باید با اون ملاقات و گفتگو میکردن، در میان تعداد زیادی از نمایندگان رسانهها و ناشران. باورم نمیشه که من یکی از شش نفر و تنها سنگاپوری انتخاب شده برای این کار هستم.
زمان من برای ورود رسید، من در واقع آخرین نفر بودم. اونها بلافاصله گفتن که عکاسی با تلفن ممنوعه، من به این احترام گذاشتم اما دوست داشتم حداقل یک سلفی بگیرم. به سمت راست برگشتم و اون رو دیدم. لبخند زدم و دستش رو فشردم، اسمم رو گفتم و اینکه من عکاس اهل سنگاپور هستم.
برای شکستن یخ، به اون گفتم که در مصاحبه دیدم چقدر دوست داره همهجا عکس بگیره، بنابراین یک هدیه کوچک براش آوردم (جاکلیدی دوربین ویروسی کداک چارمرا)، مترجم همه چیز رو به کرهای تکرار کرد و اون لبخند زد و تشکر کرد. مطمئن نیستم خودش یکی داشته باشه، بهش گفتم که این گزینه عالی برای عکسهای روزمره و اتفاقیاش خواهد بود، هر جا که بره.
هر دو به سمت دوربین تیمش برگشتیم و برای عکس ژست گرفتیم. همه چیز فقط ۲ دقیقه طول کشید و بله، حالا من رسماً با جونگکوك عکس گرفتم:]
یک عکس کافی بود. ما کورکورانه پیش میرفتیم. بدون هیچ دانش قبلی حرکت میکردیم و منتظر بودیم جلوی اتاق هتل تا تیم جمع شه و شروع به رفتن به داخل اتاق کنن. بعد از ۱۰ دقیقه گفتند که اون به زودی آماده خواهد بود. سریع نگاه کردم و دیدم احتمالاً کمتر از ۲۵ نفر در اتاق نیستند. با دونستن اینکه این قطعاً کار آسونی نیست و احتمالاً سختگیرانهترین محافظت رو دارن، از این فرصت سپاسگزار بودم.
در این فهرست فقط ۶ نفر بودن که باید با اون ملاقات و گفتگو میکردن، در میان تعداد زیادی از نمایندگان رسانهها و ناشران. باورم نمیشه که من یکی از شش نفر و تنها سنگاپوری انتخاب شده برای این کار هستم.
زمان من برای ورود رسید، من در واقع آخرین نفر بودم. اونها بلافاصله گفتن که عکاسی با تلفن ممنوعه، من به این احترام گذاشتم اما دوست داشتم حداقل یک سلفی بگیرم. به سمت راست برگشتم و اون رو دیدم. لبخند زدم و دستش رو فشردم، اسمم رو گفتم و اینکه من عکاس اهل سنگاپور هستم.
برای شکستن یخ، به اون گفتم که در مصاحبه دیدم چقدر دوست داره همهجا عکس بگیره، بنابراین یک هدیه کوچک براش آوردم (جاکلیدی دوربین ویروسی کداک چارمرا)، مترجم همه چیز رو به کرهای تکرار کرد و اون لبخند زد و تشکر کرد. مطمئن نیستم خودش یکی داشته باشه، بهش گفتم که این گزینه عالی برای عکسهای روزمره و اتفاقیاش خواهد بود، هر جا که بره.
هر دو به سمت دوربین تیمش برگشتیم و برای عکس ژست گرفتیم. همه چیز فقط ۲ دقیقه طول کشید و بله، حالا من رسماً با جونگکوك عکس گرفتم:]
- ۶۳
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط