{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩

🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩


دنبال راه بودم من
که خوردم ته بن بست تو.
دنبال رفتن بودم
که ماندم توی کوچه باغ پیچک ُ اقاقی لبخندهای ساده ُ بی تزویرت.
ماندن سخت نبود
رفتن آسان نیست،
حالا میان من تا ماه
الیاف عشق می تند زمان.
و تو
انگار که آخرین بازمانده ی نزاع نجات خودت از دنیای من باشی،
به فتح پر غرور قلبت لبخند میزنی
و شب
از موهایت
تا چشمهایم
پل معلقی می شود
تا که انگشتان مهربانیت
خواب هزار شبگیر را به لالایی بوسه متبرک کند.
دیدگاه ها (۴)

┊  ┊  ┊  ┊┊  ┊  ┊  ★┊  ┊  ☆┊  ★☆هر آشنایی تازه، اندوهی تازه ...

╔═ ೋღ ღೋ═╗تنها اندوه است که پایدار است...🦋🦋🦋☹️💘🐾😺🤍🦋✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط