{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(( شنیدم که در خطه ی اصفهان

(( شنیدم که در خطه ی اصفهان
به شهری که نام خمینی است بر آن))

یکی کودک چار ساله و پاک
قضا صورتش را نمودست چاک

برای مداوا به درمانگهی
شده با پدر مادر خود رهی

پدر کارگر بود و مادر، فقیر
در آمد به حد بخور که نمیر

پزشکان حاذق پس از دیدنش
مهیا شدند بهر دوشیدنش

پرستار با ناله های بدی
بخیه بر آن زخم صورت زدی

چوصندوق داد فاکتور شیر گیر
به زانو در آمد چو آهوی پیر

چنین مبلغی در توانش نبود
رمق در تن و بازوانش نبود

ندارد، نگاهش پر از خواهش است
خدا را، بر این بنده بخشایش است

چو عاجز شد از مبلغ این عمل....
...پزشکش در آمد به دین دغل

به سیمای خود اخم را میکشد
و خود بخیه ی زخم را می کشد!!!!
****
پزشکا به چشم تو ما کیستیم
به الله ما داعشی نیستیم

ز شهر توایم با تو یک پیکریم
بنی آدمیم، عضو یکدیگریم

از این مردمست هرچه داری، پزشک
چه کردی؟ چرا نابکاری.پزشک؟

یکی مرد تا تو امیری کنی
نه در معرکه زور گیری کنی

یکی شد اسیر و یکی شد شهید
که تو قامتت تا بدین جا رسید

پزشکا تو که موسم هر اذان
جلوتر ز منشی بگردی دوان

وضو سازی و پاکسازی کنی
تنت را دوباره نمازی کنی

دلیل نمازی که خوانی تو چیست؟
اگر سعی و منظورتان، بندگیست....

....عبادت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
دیدگاه ها (۱۳)

به بچه داداشم گفتم هر وقت جاییت زخم شد بیا عمو ماچ کنه خوب م...

“دکتر مرتضی شیخ” پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و ه...

خورشتم چطوره

@eshgh0lane@chizmiz021لیست کاملا محرمانه سن خانم های مشهور،خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط