{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوفه بسته است

بوفه بسته است
و دست من
به تهِ پاکتِ تخمه‌های حیرت رسیده است!
کو آجیل اشتغال؟
تنها دو کلاغ روشن برایم مانده است
و یک اقاقیای تاریک،
و از این دِرام
هنوز یک پرده گذشته است!

#حسین_پناهی
📚 #به_وقت_گرینویچ
دیدگاه ها (۲)

آدم وقتی جوان است ، به پیری جور دیگری فکر می‌کندفکر می‌کند پ...

صدایم زدی و گوش هایم صدایت را دوست داشتند!صدای تو در جانم پی...

عطرها بی رحم ترین عناصر زمینند ؛بی آنکه بخواهی تو را می برند...

من هوا را بے نفسهاے "تو" حاشا مے ڪنمتار و پود عشق را در "تو"...

سایه‌های کلاغپارت هفدهم | مهمانی کلاغ‌های سیاهآرمان بدون این...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁸صبح...جونگ‌سو با پاکتی د...

بازی خطرناکپارت : ۱۸ باران آرام روی آسفالت خیس می‌بارید و نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط