عاقایه بارخواستم بادوس پسرم رمانتیک حرف بزنم

عاقایه بارخواستم بادوس پسرم رمانتیک حرف بزنم...
من:سلام عشقم الهی قربونت برم کجایی؟؟
دوس پسرم:چی؟؟
من:کجاشونفهمیدی؟
دوس پسرم:بروگم شو(...)فک کردی نفهمیدم!اینوبه کی میفرستادی؟زودباش بگو.مگه چی داره که من ندارم؟چراخیانت کردی؟حلالت نمیکنم.صب کن نشونت میدم عوضی..!
.
.
نمیدونستم انقدازکمبودمحبت رنج میبره
دیدگاه ها (۲)

ﺍﺯ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺳﻤﯿﻌﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : " ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺩﺍﺭﯼ؟ "...

خرت که از پل گذشت مارو فراموش کردیاما بدون اونطرف پل همسفرت ...

خواهر نداشتم که پرستاری ام کندمادر نداشتم که مرا یاری ام کند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط