همیشه دلم میخواست پاک کن باشم

همیشه دلم میخواست پاک کن باشم...
تو خطاها را بنویسی...
ومن...
مهربانانه تمامشان را پاک کنم...
نمیدانستم این همه پاک کردن غلط من را تمام خواهد کرد...
من تو را چون لوحی سفید کردم...
و چرک کثیفی اشتباهات تو باورهایم را آلوده کرد...
کی ترمیم میشوم!!!!؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۴)

.ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻱ ﻋﻤﺮ، ﻟﺤﻈﻪ ﻱ ﺑﺎ ﺗﻮ بودنه

...

می بخشم آدم ها را...عبور می کنم از بی تفاوتی هاشان...می ایست...

...ایستادگی کن تا روشن بمانیشمع های افتاده خاموش می شوند...!...

معامله ای برای صلح پارت ۲۹

زندگی بدجور بهم بی انصافی کرد هر کی هر جور خواست باهام رفتار...

بیب من برمیگردمپارت: 80بعد از کلی نوازش کردن مادر جون خوابم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط