پارت

پارت ۵
آنچه گذشت: دکتر رفت نگاهی به ات کردم که....

یهو تپش قلب گرفتم من چم شده بود اصلا نمیتونستم تپش قلبمو کنترل کنم ن ن نکنه من عاشق شدم نه بابا این چیزا فقط توی فیلماس دارم چی میگم منو عشق هه من از عشق متنفرم داشتم همین جوری نگاش میکردم که بیدار شد

ات: م...من ک..کجام (لکنت)
کوک:تو الان تو اتاق منی (سرد)
ات: واقعااا (تعجب)
کوک: حرفمو دوبار تکرار نمیکنم (یه زره داد)
ات:.....
(یهو گوشیه کوک زنگ میخوره)
کوک:الو....چ...چیی....باشه..باشه الان میام (بعد گوشیو قطع کرد) ات باید برم جایی بعداً میبینمت ( بعد رفت)
ات: وا....... این چشه عهههه

ویو ات
بعد از اینکه کوک رفت هم حوصلم سر رفت هم گشنم بود بلند شدم رفتم توی آشپزخونه که یه نودل دیدم نودلو درست کردم و داشتم می‌خوردم و همش فکر میکردم که ایندم قراره چی بشه؟؟من به کوک میرسم؟؟ چرا من عاشق کسی شودم که ازم متنفره؟ انقدر به اینا فکر میکردم که وقتی به خودم آمدم دیدم نودلم تموم شده ووووووففففف الان چیکار کنم


ویو کوک
میخوام یه نقشه دیگه بکشم میخوام اتو عاشق خودم کنم (اون از قبل عاشق تو بود) بعد ازش جدا میشم البته الان کارایه مهمتری دارم انگار یه مشکلی پیش امده بود رفتم ببینم چی شده

چند ساعت بعد

ساعت ۹:۰۰شب

ویو کوک
کارام خیلی طول کشید برای همین رفتم خونه که.......


حمایت 🙂
دیدگاه ها (۲۶)

سناریووقتی از ایران براشون میگینامجون: یعنی تو ایران همه حجا...

.....🙂.....💔❤️‍🩹

یه خبرم دارم 🙂بیا پایین 👇پایین تر 👇خب تا اینجا امدی 😁😁 یه سو...

حق تا ابد.🙂🤧......

عشق غیر ممکن. Part 1 از زبان جونگ کوک. امروز اصلا حوصله ...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۳ توی بیمارستان با هم صحبت کردیمهلن : عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط