{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رومان عشق بینھایت پارت2

رومان عشق بینھایت پارت2

از زبان کوک
اون دختر خیلی خوشگل بود با ھمہ دخترا فرق میکرد
جیمین گفت:نکنہ ازش خوشت اومدہ گفتم:نہ مگہ ھرکی بگہ یکی خوشگلہ یعنی عاشقشہ من ھیچ احساسی ندارم
از زبان ملیسا
واقعا من خیلی خوشحالم کہ اومدم بہ این مدرسہ اما اون پسرہ ذھن منو در گیر کردہ واقعا جذاب بود
زنگ مدرسہ خورد و ما ھمہ رفتیم داخل کلاس وقتی وارد شدیم معلم ھمیہ ما تازہ وارد ھارو معرفی کرد و بعد از اینکہ من خودمو معرفی کردم اون پسر اومد و گفت من جئون جونگکوک ھستم اون یکسال دیر بہ مدرسہ رفتہ و الان ھم کلاسیہ ما ھست وقتی کہ خواست بیاد سرہ جاش بشینہ بہ من رسید و باز یہ نگاہ ریزی بھم کرد و نشست ھمہ بچہ ھا یجوری نگاھم میکردن نگاھشو تحقیر امیزہ حنا کہ پیشم نشستہ بود گفت:اینا تورو یجوری دارن نگاہ میکنن کہ انگار میخوان سرتو از بدنت جدا کنن وقتی این حرفو زد واقعا ترسیدم یعنی چی فقط بہ خواطر یہ نگاہ از اونور ھم فک کنم حنا رو جیمین کراش زدہ واقعا عشق یہ چیز مسخرس و زنگ خوردو ما رفتیم داخل حیات
دیدگاه ها (۰)

رومان عشق بینھایت پارت3 از زبان ملیسا رفتیم رو یہ صندلی نشست...

رومان عشق بینھایت پارت4زنگ خونہ خورد و ما ھمہ بہ بیرون مدرسہ...

رومان عشق بینھایت پارت1از زبان ملیسا امروز اولین روز مدرسست ...

توضیحات رومان عشق بینھایت نویسندہ:خودمسناریو ساز:خدومکارگردا...

رومان عشق بینھایت پارت2از زبان کوکاون دختر خیلی خوشگل بود با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط