{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه آمده پایین و بغل کرده شبت را

ماه آمده پایین و بغل کرده شبت را
مهتـاب رژ نقــــــره ای روی لبت را

بم خسته و زخمی است ولی پا شده تا باز
در کــــــــارتن بـــــــوســـــــه بچیند رطبت را

لیوان ترک خورده ی شیر و عسل است این؟
یــــا بـــاز بنــان خـــــوانده و بوسیده لبت را؟

دادند به حوران بهشتی کــــه ببافند
از رشته ی تسبیح ملایک عصبت را

از عرش فرود آمده بودند که بر فرش
بـا نــــــاز و نــوازش بنشـانند تبت را

بردند که داروی شفابخش بسازند
لبخندزدن هـــای به رسم ادبت را

رفتند و به تقلید نشستند چناران
در خویش فروریختن بی سببت را

روزی که خدا خواست تو را رخ بنماید
آمیخت بـــه عطر نفس خود نفست را

این قافیه هرچند غلط بود غمی نیست
باشد که بیفزاید از این پس طربت را

باشد که تو باشی و شفق های پس از این
هــــر روز بــــــه پـابــــــــوس بیایند شبت را

امام هستی من..امید زنده بودنم..دردت به تنم..بی تابتم.. همه کسم..عمرم.
دیدگاه ها (۱)

سلام عزیزای دل لطفا لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌...

دوستدارممممم😘😘😘😘خیــــــــــــــ💋💋💋💋لــــــــــــی💋💋💋زیاد 💞💞...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

ای حامی هر تنها خدا.

معین در آخرین کنسرت خود نه تنها اجازه ورود پرچم شیر و خورشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط