یکی از خاطرات سمی که داری تعریف کن
یکی از خاطرات سمی که داری تعریف کن
جواب 👇
خب ی روز داشتم با گوشی فینال جام جهانی ۲۰۱۴ رو با گزارش عربی میدیدم ی خانم تقریبا ۵۰ساله روبه روم نشسته بود و با ی لبخند خیلی خاصی بهم نگاه میکرد همش میگفت به مامانم ماشالا ماشالا برای دخترت چقدر خانومه خدا حفظش کنه...... بعد کم کم نزدیکم شد اومد بالای سرم وایساد لبخندش محو شد خیلی تاسف بار نگام کرد و بعد کلی نچ نچ و نصیحت رفت دوباره نشست
فک کرده بود دارم قرآن گوش میدم 😂😂😂
اون روز سرویس شدم انقد نصحیت کرد که دختر نباید اینطوری باشه دختر باید فلان باشه دختر اصن چرا باید فوتبال ببینه و به نامحرم نگاه کنه .........
جواب 👇
خب ی روز داشتم با گوشی فینال جام جهانی ۲۰۱۴ رو با گزارش عربی میدیدم ی خانم تقریبا ۵۰ساله روبه روم نشسته بود و با ی لبخند خیلی خاصی بهم نگاه میکرد همش میگفت به مامانم ماشالا ماشالا برای دخترت چقدر خانومه خدا حفظش کنه...... بعد کم کم نزدیکم شد اومد بالای سرم وایساد لبخندش محو شد خیلی تاسف بار نگام کرد و بعد کلی نچ نچ و نصیحت رفت دوباره نشست
فک کرده بود دارم قرآن گوش میدم 😂😂😂
اون روز سرویس شدم انقد نصحیت کرد که دختر نباید اینطوری باشه دختر باید فلان باشه دختر اصن چرا باید فوتبال ببینه و به نامحرم نگاه کنه .........
- ۶.۱k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط