{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد قدیــــــــــما بخیــــــــــر...

یاد قدیــــــــــما بخیــــــــــر...

برادر رو دو پا مینشست تا قدش یه دو سانتی بالا بره
تا خواهر زمین خورده اش اونو

بغل کنه و مردونگی شو به با قد کوچیکش به رخ نامردا بکشه

دیروز به خودم گفتم مشتی روزگار دیگه روزگار قدیم نیست که
خیلی عوض شده...

حالا برادر تو کوچه خلوت آغششو برا دختر غریبه وا میکنه

و خواهرش تو کوچه پشتی شونه به شونه پسر غریبه زمین میخوره...
دیدگاه ها (۴)

قاب احساس. پارت ۱

یاد قدیما بخیربرادر روی دو پا مینشست تا قدش دو سانتی ب...

یاد قدیما بخیر...برادر روی دوپا مینشست تاقدش دوسانتی بالارود...

خدارو دوس دارم چون مال من شده خدا منو به تو نرسوند به خودش ر...

فیک جیمین (پارت ۶)ویو ا/ت :دستشو میکشم جلو پرتش میکنم زمین ،...

فیک پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط