{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل هفتم

فصل هفتم

دکترینِ حد؛ بنیانِ صیانت از تعادل در زیستِ انسانی

در منظومهٔ فکریِ این رساله، مفهومِ «حد» تنها یک اصطلاحِ حقوقی یا اخلاقی تلقی نمی‌شود، بلکه به منزلهٔ اصلِ بنیادینِ صیانت از تعادل در هستیِ انسانی فهم می‌گردد. حد در این معنا، نه صرفاً مرزی بازدارنده، بلکه چارچوبی حکیمانه برای امکانِ توازن و پایداری است.

اگر جهانِ انسانی را عرصهٔ تلاقیِ نیروهای گوناگون بدانیم—از قدرت و ثروت گرفته تا میل، عقل، اراده و ایمان—آنگاه آشکار می‌شود که بدون وجودِ حدودی روشن، این نیروها به سرعت به سوی افراط و تزاحم حرکت خواهند کرد. تاریخِ جوامع انسانی نیز بارها نشان داده است که هرگاه حدود فرو ریزند، تعادل نیز فرو می‌پاشد و نتیجهٔ آن چیزی جز آشوب، استیلا و بی‌عدالتی نخواهد بود.

از این منظر، حد را باید سازوکارِ پیشگیرانهٔ عدالت دانست. عدالت هنگامی تحقق می‌یابد که نیروها در جایگاهِ خویش قرار گیرند، و این جایگاه‌ها جز با تعیینِ حدودی سنجیده و حکیمانه قابلِ تثبیت نیستند. بنابراین، حد نه مانعِ آزادی، بلکه ضامنِ بقای آزادی در چارچوبِ تعادل است.

در سطحِ فردی، حد به معنای تواناییِ انسان در مهارِ افراط‌های درونی است. انسانی که حد را در وجودِ خویش استوار کرده باشد، می‌داند که هر میل و قدرتی—even اگر مشروع باشد—باید در چارچوبی متعادل جریان یابد. چنین انسانی از یک سو گرفتارِ سرکوبِ کاملِ نیروهای درونی نمی‌شود و از سوی دیگر اجازه نمی‌دهد که این نیروها به صورتِ طغیانگرانه بر عقل و اخلاق غلبه کنند.

در سطحِ اجتماعی نیز حد نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. جامعه‌ای که در آن حدودِ قدرت، حدودِ ثروت و حدودِ مسئولیت به روشنی تعریف نشده باشد، دیر یا زود به سوی تمرکزِ افراطیِ قدرت یا گسترشِ بی‌مهارِ نابرابری حرکت خواهد کرد. در مقابل، جامعه‌ای که حدودِ خویش را با حکمت و عدالت تنظیم کرده باشد، می‌تواند زمینهٔ پایداریِ تعادل را فراهم آورد.

از همین رو در این منظومه، دکترینِ حد به عنوان نخستین پایهٔ هندسهٔ عدالت مطرح می‌شود. این دکترین می‌کوشد نشان دهد که چگونه تعیینِ حدودِ عادلانه می‌تواند از یک سو آزادیِ انسانی را صیانت کند و از سوی دیگر مانع از فروغلتیدنِ جامعه در ورطهٔ افراط و استیلا گردد.

بدین ترتیب، حد نه دیواری برای محدودسازیِ حیاتِ انسانی، بلکه مرزی برای پاسداری از توازنِ آن است؛ مرزی که اگر با حکمت و عدالت ترسیم گردد، می‌تواند زمینهٔ شکوفاییِ انسان و پایداریِ جامعه را فراهم سازد.

✍️ به قلم: بهرام محمدی DBA
منظومهٔ فکری: «دکترینِ حد، تراز و فنای تراز
@bmlimit |حَـدِ 🇮🇷
انجمن مدیران دانش‌بنیان کشور

https://eitaa.com/joinchat/642450909Ce319377bb6
دیدگاه ها (۰)

فصل هشتمدکترینِ تراز؛ سازوکارِ برقراریِ تعادل در منظومهٔ قدر...

فصل نهمدکترینِ فنایِ تراز؛ افقِ تعالی در سلوکِ فردی و حکمران...

فصل ششمهندسهٔ عدالت و نسبتِ آن با حکمرانیِ حقیقتپس از تبیینِ...

فصل پنجمفنایِ تراز و افقِ تعالیِ انساندر مسیرِ تکاملِ اندیشه...

فصل نخستمبانی نظری «حد»در هندسهٔ آفرینش، هیچ نظمی بدون مرزها...

فصل چهارمنسبتِ «حد» و «تراز» در معماریِ عدالتدر هندسهٔ اندیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط