{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست
یا نگاهم بکند چشم تو مجبور که نیست

شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی
با توام ! خانه ی تنهایی من دور که نیست

آنکه با دسته گلی حرف دلش را میزد
پردرد است ولی مثل تو مغرور که نیست

نازنین! عشق که نه ، اخم شما قسمت ماست
عاشقی های تو با این دل رنجور که نیست

تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی
تو نگو نه ، دل دیوانه ی من کور که نیست

خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد
لعنتی غیر تو با هیچ کسی جور که نیست

مشکل اینجاست نگفتی تو به من می دانم
تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست
دیدگاه ها (۳۰)

کاش می شــــد " فقــ ــط " ، تو را داشته باشــــم خدا هـــــ...

مرخصی نداردحتی وقت استراحت نداردحقوق و مزایا نداردبیمه ندارد...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

هر کسی حال مرا پرسید گفتم عالی اماشک ها پنهان شده در خنده ی ...

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

---«می‌دانی، سخت‌ترین نوعِ غم، آن نیست که باعث شود آدم در می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط