با هایم را بستند از لذت پرواااز برایم میگفتن

باݪ هایم را بستندۅ از لذت پرواااز برایم میگفتن!
دیدگاه ها (۰)

- ماهی ها هم گریه میکنن، اما دریا خبر دار نمیشه..

میگن کویر یه جنگل بوده ولی به بارون گفته دوست دارم...♡

﮼اینجا‌آدما‌مال‌هم‌نمیشن،آرزویِ‌هم‌میشن

یه جا خیلی قشنگ نوشته بود:ما دو خط موازی بودیم، به هم رسیدنم...

شب که می شود برای ستاره ها از عشقمان بگو از بوسه های یواشکی ...

من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم ! ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط