آقای من....
آقای من....
من از این درد بنانیست شکایت بکنم
ترسم این است به دوری تو عادت بکنم
.
مدتی میشود از کرب بلا محرومم
چه قدر چیزی نگویم، و رعایت بکنم
.
به پر پارچه ای که به حسینیه زدند
گله دارم گله ام را به علامت بکنم
.
پسر فاطمه انگار که قهری بامن
رو مگردان تو زمانی که سلامت بکنم
.
زودتر کاری بکن که اربعین نزدیک است
قصدم این نیست به کار تو دخالت بکنم
.
نه حرم رفته ام و نه سفری در راه است
بین زوار تو احساس خجالت بکنم
.
حرف حرف تو ولی راضی نشو آقاجان
به رفیقم که حرم رفته حسادت بکنم
من از این درد بنانیست شکایت بکنم
ترسم این است به دوری تو عادت بکنم
.
مدتی میشود از کرب بلا محرومم
چه قدر چیزی نگویم، و رعایت بکنم
.
به پر پارچه ای که به حسینیه زدند
گله دارم گله ام را به علامت بکنم
.
پسر فاطمه انگار که قهری بامن
رو مگردان تو زمانی که سلامت بکنم
.
زودتر کاری بکن که اربعین نزدیک است
قصدم این نیست به کار تو دخالت بکنم
.
نه حرم رفته ام و نه سفری در راه است
بین زوار تو احساس خجالت بکنم
.
حرف حرف تو ولی راضی نشو آقاجان
به رفیقم که حرم رفته حسادت بکنم
- ۶۳۷
- ۱۹ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط