به ظاهرگرچه،شایدپیچکی زار ونزارم،
به ظاهرگرچه،شایدپیچکی زار ونزارم،
ولی آندم که من ،من باشمویادم
مسافر میشود در لحظه های ناب عشق یار...
هماندم که سکوت سهمگین بی توبودن تلخی ایام در کامم فروریزد،
وحس دردناک دوری ات،زهر عطش در سایه های وهم انگیز زمان، جاری کند
توخواهی دید،چنان پیچم بدور غم،
چنان بالا روم از ساقه های رنج تنهایی
که آخر،در طلوع روشن همراهی باتو
دقایق،ماه ها وسالها را سرکنم جانا!
ghoghnoos
ولی آندم که من ،من باشمویادم
مسافر میشود در لحظه های ناب عشق یار...
هماندم که سکوت سهمگین بی توبودن تلخی ایام در کامم فروریزد،
وحس دردناک دوری ات،زهر عطش در سایه های وهم انگیز زمان، جاری کند
توخواهی دید،چنان پیچم بدور غم،
چنان بالا روم از ساقه های رنج تنهایی
که آخر،در طلوع روشن همراهی باتو
دقایق،ماه ها وسالها را سرکنم جانا!
ghoghnoos
- ۲۷۶
- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط