{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساز دل از غم شکست و دگر ساز نشد

ساز دل از غم شکست و دگر ساز نشد
این سکوتِ سنگیِ تاریکم آواز نشد
من همان دل شده ی زار و پریشان بودم
که به رویا زد و مجنون شد و آغاز نشد
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

از نگاهت ، یک روز شب نشین غم شدم از همان بیشترین بود که دور...

کنار واژه ها بی توتن ِ خودکار می لرزدغزل در واژه می رویدخیال...

و من چون بادِ آواره به گرد خویش می گردم نه ماندن دارم از روی...

ومن لب تشنه چون خورشید دلم می سوزد از بُغضی که تاریک مانده ا...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

👇🏻 کپشن رو از دست ندهتراژدی، روایتِ شکستِ آدم‌های بی‌تفاوت ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط