{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهنگ کامبودیا از کیم ویلد

آهنگ کامبودیا از کیم ویلد 💕 💓

Well he was Thailand based
خب اون تو پدافند هوایی تایلند بود
She was an air force wife
اون زن هم همسر اون خلبان
He used to fly weekends
اون آخر هفته ها پرواز داشت
It was the easy life
زندگی آسونی بود 0


But then it turned around
ولی یکدفعه برگشت
And he began to change
و اون تغییر کرد
She didn’t wonder then
اون (اولیلش) اون زن زیاد تعجب نمیکرد
She didn’t think it strange
فکر نمیکرد چیز عجیبی باشه 0


But then he got a call
ولی بعدش یکی به مرده زنگ زد
He had to leave that night
باید همون شب خونه رو ترک میکرد
He couldn’t say too much
نمیتونست چیز زیادی (به خانومش) بگ
But it would be alright
ولی (برای خانومش) مهم نبود 0


He didn’t need to pack
نیازی به جمع کردن وسائلش نداشت
They’d meet the next night
شب بعد همدیگرو میدیدن
He had a job to do
اون شغلی داشت که باید انجامش میداد
Flying to Cambodia
پرواز به کابودیا 0


And as the nights passed by
و همونزور که شبها میگذشتن
She tried to trace the past
سعی کرد بدنبال گذشته بره
The way he used to look
اونطور که قدیما نگاه میکرد
The way he used to laugh
اونطور که میخندید 0


I guess she’ll never know
فکر کنم هرکز نفهمه که
What got inside his soul
چی روح شوهرش رو فر گرفت
She couldn’t make it out
کاری از دستش بر نمیومد
Just couldn’t take it all
فقط اینکه نمیتونست همه اون چیزهارو تحمل کنه 0


He had the saddest eyes
در چشمان شوهرش غم بود
The girl had ever seen
دختری که دیده بود
He used to cry some nights
بعضی شبها گریه میکرد
As though he lived a dream
در حالی که در رویایی زندگی میکرد 0


And as she held him close
وقتی شوهرش رو در آغوشش می گرفت
He used to search her face
تو صورتش دنبال چیزی میگشت
Although she knew the truth
گرچه اون حقیقت رو میدونست
Lost inside Cambodia
اون در کامبودیا گم شده بود 0


But then a call came through
ولی بعد زنگ زدن
They said he’d soon be home
بهش گفتن که به زودی شوهر به خونه بر میگرده
She had to pack a case
باید اسبابش رو جمع میکرد
And they would make a rendezvous
و باید همدیگرو ملاقات میکردن 0


But now a year has passed
ولی الان یک سابه که گذشته و
And not a single word
و حتی یک کلمه هم از اون چیزی نشنیده
And all the love she knew
و تمام عشقی که اون میشناخت
Has disappeared out in the haze
در اون مِه محو شد 0


Cambodia – Don’t cry now – No tears now
کابودیا، الان گریه نکن، الان اشک نریز
And now the years have passed
و حالا سالهای ساله که گذشته
With not a single word
بدون اینکه حرفی از اون شنیده باشه
But there is only one thing left, I know for sure
ولی مطمئنم که تنها یک چیز از اون باقی مونده
She won’t see his face again
و اون اینه که دیگه هرگز صورت شوهرش رو نخواهد دید0
دیدگاه ها (۳)

چه میکنه این پول.... واقعا دخترا عجیبن😶

گوساله سامرینام اصلی سامری، موسی بن ظفر، و از نزدیکان موسی ب...

حکمت امشبآنکه جان را با طمع ورزی بپوشاند خود را پست کرده، و...

😔

and he didn,t even take any drugshe would rain all daycouldn...

Our past🎴….

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط