ویو ات
امروز اولین روز مدرسه از تخته خواب بلند شدم گوشیم چک کردام ساعت ۶:۵۶ بود تختمو ردیف کردم رفتم حموم بعد ۱۰مین امیدم دوش گرفتم روتین پوستی مو انجام دادم یه تینت زدم
فرم مو پوشیدم همراه بورام رفتیم تو ماشین تو راه حرفی بینمونبینموبدل نشد ولی من سکوت شکستم
ات:مدرسه پسر هم داره
بورام:اره(سرد)
ات:آهوم
رسیدیم مدرسه خیلی شلوغ بود که یهو یه دختر جلوم ظاهر شد
گفت:تو باید تو کلاس ما باشی دستمو گرفت کشید منو داشت میبرد تو یه کلاس رفتیم داخل کلاس همه داشتن نگامون میکردن منو برد پیش خودش نشوند ازم پرسید:اسمت چیه
گفتم.:آت
گفت:اسم منم یونگسو اع
آت: خوشبختم از آشنایی باهات
یونگسو:منم
داشتیم حرف میزدیم که استاد امد
بلند شدیم و نشستیم استاد درس هارو
داد که زنگ خورد منو و یونگسو رفتیم حیاط داشتم میرفتم که یهو
حمایت فراموش نشه بیب 💞🎀
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.