{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گناه عشق❌🍷

رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۴۱




ارسلان: جیغ و داد هات تموم شد؟
دیانا: تقریبا.
ارسلان:خب.... وایسا ببینم مگه من نگفتم از اتاقت نیابیرون؟
دیانا: اع. اع. 😄!
ارسلان: هه؟
دیانا: خب. ..
ارسلان: خب؟
دیانا: مـــــــــــنــــــــــــــــــــــــن...
ارسلان: تــــــــــــــــــوـــــــــــــــــــ؟
دیانا: نمیشه ببخشی؟ 🥺
سرم رو برم جلوش..
ارشلان: نوچ.
دستاش رولای هم گره کرد پ کفت:
دیانا: ارشلاااان🥺🥺🥺
ارسلان: سعی نکن منو خر کنی.
دیانا: خب. اردلااااان🥺🥺🥺🥺
دیانا: ماتغییر اسمم من خر نمیشم.
دیانا: خیلی بدجنسی.
دست بع سینه شد اخماشو برد توی هم و روشو ازم برگردوند.
دیانا: قهرمممممممممم.
ارسلان: به جهنم. فکر کردی منمیام ناز اینو بکشم😌😏
دیدگاه ها (۶)

بک بدیم؟ ²⁰

بچه ها واقعا ببخشید که دیر به دیر رمان میزرم. و خیلی کم میزا...

رمان گناه عشق❌🍷پارت: ۴۰لبم رو گذاشتم روی لبـ💋ش. تا صدارو خفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط