{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به مادر قول داده بود بر می گردد

به مادر قول داده بود بر می گردد
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت :
بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت …
دیدگاه ها (۲)

✨ #چـهارشنبـه_هـــای_زهــرایــی✨ #حجـاب زمانـی زیبـاست کـه ...

🍃 خواهرم! دنیا خراب آبادی است 😣 که هر نقطه آن به نگاه های آل...

می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوستشاید افتد به من خسته نگاهت...

🎀 🍃 #زینبیون 🍃 🎀 یا ابا صالح المهدی (عج)!تنها آرزو نمی کنم ...

𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒𝟎 (last part)چند ماه بعد...همه‌چیز تغییر ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۶وقتی شب شد، نامجون لیا رو به خونه رسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط