پارت اول
پارت اول
مدتی بود سرگیجه و حالت تهوع داشتی،هیچوقت اینطوری مریض نمیشدی؛ به دکتر رفتی و وقتی فهمیدی حامله ای شوکه شدی
میدونستی لینو دوست نداره بچه دار بشین و بار ها در این مورد باهم حرف زده بودین،نمیدونستی باید چیکار کنی...
خانوم دکتر میتونم سقطش کنم؟
×بله امکانش هست
با شنیدن این جمله نفس راحتی کشیدی
×اما به رضایت پدرش هم نیاز دارید
دکتر فرم رضایتی بهت داد
×اینجا و اینجا رو باید همسرتون امضا کنن،این قسمت هم خودتون
تشکر کردی و از مطب خارج شدی
*چند ساعت بعد داخل خونه*
صدای در اومد،اولین بار بود که با وارد شدن عشق زندگیت استرس میگرفتی
- بیبی من چطوره؟
سعی کردی خودتو جمع و جور کنی،به سمت همسرت رفتی و بوسه ای به لباش زدی
دلم برات تنگ شده بود
- منم همینطور عشقم
*کمی بعد*
لینو روی مبل نشسته بود و توی گوشیش میگشت
میگم...
چشماشو به تو دوخت
تو هنوزم با بچه دار شدن مخالفی؟
عصبی شد و با لحن جدی گفت
- قبلا در موردش حرف زدیم ات
ولی آخه...
-نمیخوام در موردش حرف بزنم
دیگه ادامه ندادی و رفتی داخل اتاق
روی تخت دراز کشیدی و به فکر فرو رفتی
بعد از چند دقیقه فهمیدی این بهترین کاریه که میتونی بکنی
فرم رضایتو تو دستت گرفتی و از اتاق بیرون رفتی،
#لینو
#هیونجین
#فیلیکس
#سونگمین
#چانگبین
#بنگ.چان
#هان
#ای.ان
#جیسونگ
#جونگمین
#چان
#استی
#استری.کیدز
#استری
#کیدز
#لی.نو
#لی.مین.هو
#سناریو
#فیک
#سناریو.فیک
مدتی بود سرگیجه و حالت تهوع داشتی،هیچوقت اینطوری مریض نمیشدی؛ به دکتر رفتی و وقتی فهمیدی حامله ای شوکه شدی
میدونستی لینو دوست نداره بچه دار بشین و بار ها در این مورد باهم حرف زده بودین،نمیدونستی باید چیکار کنی...
خانوم دکتر میتونم سقطش کنم؟
×بله امکانش هست
با شنیدن این جمله نفس راحتی کشیدی
×اما به رضایت پدرش هم نیاز دارید
دکتر فرم رضایتی بهت داد
×اینجا و اینجا رو باید همسرتون امضا کنن،این قسمت هم خودتون
تشکر کردی و از مطب خارج شدی
*چند ساعت بعد داخل خونه*
صدای در اومد،اولین بار بود که با وارد شدن عشق زندگیت استرس میگرفتی
- بیبی من چطوره؟
سعی کردی خودتو جمع و جور کنی،به سمت همسرت رفتی و بوسه ای به لباش زدی
دلم برات تنگ شده بود
- منم همینطور عشقم
*کمی بعد*
لینو روی مبل نشسته بود و توی گوشیش میگشت
میگم...
چشماشو به تو دوخت
تو هنوزم با بچه دار شدن مخالفی؟
عصبی شد و با لحن جدی گفت
- قبلا در موردش حرف زدیم ات
ولی آخه...
-نمیخوام در موردش حرف بزنم
دیگه ادامه ندادی و رفتی داخل اتاق
روی تخت دراز کشیدی و به فکر فرو رفتی
بعد از چند دقیقه فهمیدی این بهترین کاریه که میتونی بکنی
فرم رضایتو تو دستت گرفتی و از اتاق بیرون رفتی،
#لینو
#هیونجین
#فیلیکس
#سونگمین
#چانگبین
#بنگ.چان
#هان
#ای.ان
#جیسونگ
#جونگمین
#چان
#استی
#استری.کیدز
#استری
#کیدز
#لی.نو
#لی.مین.هو
#سناریو
#فیک
#سناریو.فیک
- ۵.۳k
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط