چشمای کسی غرق شدم

چشمای کسی غرق شدم

کہ خودش داشت

سمت یکی دیگہ شنا میکرد...
دیدگاه ها (۱)

در سکوت دادگاه سرنوشت عشق بر ما حکم سنگینی نوشتگفته شد دلداد...

دیوار غروُرتو آنقد بُلند بسآز که صِدای قلبِت بِهش نرسه=)

.

...

انفجار نارنجک دستی در دستان جوان ملاردی این جوان نارنجک‌ها ر...

p5ات ویو رسیدیم محل مهمونی چند تا خدمتکار برای تزیین خونه او...

هیچوقت نتونستم بفهمم چرا همه از زیبایی چشمای معشوقشون صحبت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط