دنیای سیاه سفید. پارت 5
دنیای سیاه سفید. پارت 5
هان : هیون تو چرا اینجوری شدی ......چرا
هان می خواست ادامه هرفش رو بزنه که ا.ت گفت : بچها بحث نکنید اگه مشکل فقط منم به جی وای پی میگم دیگه نمی خوام تو گروه باشم
هیونجین : اره همین کارو بکن
سونگمین : هیون چی داری میگی؟
چان : چه خبره ؟ چی شده؟
هان : چان هیونجین داره ا.ت رو مجبور می کنه از گروه بره
چان : هیون می فهمی داری چی میگی
هیونجین : یعنی دارین واسه این دختره بدرد نخور که هیچ استعدادی نداره و حتی هیچ تلاشی برای ایدل شدن نکرده دارین دوستی چند سالمون رو خراب می کنید
ا.ت : هیونجین بسه خسته شدم یکم خجالت بکش تو که هیچی از زندگی من نمی دونی نمی دونی چه سختیایی رو تحمل کردم تا به اینجا رسیدم چرا همه چون خودمو آدم خوشحالم قوی نشون میدم فکر می کنن هیچ سختی نکشیدم. ( گریه ) یعنی باید زندگینامم رو براتون تعریف کنم که باور کنید و الان هیونجین فکر نکن چون ایدل معروفی هستی هرچی بگی اشکال نداره. تو میخوای من دیگه نباشم باشه بعد از کنسرت جدیدمون که دو ماه دیگه هست دیگه هیچ کدومتون هیچ وقت منو نمی بینید هیچ وقت قول میدم
چان : تو چی داری میگی؟
ا.ت : لطفاً همتون برید بیرون از اتاقم میخوام بخوابم ببخشید
هان و سونگمین ناراحت داشتن میرفتم که ا.ت گفت : بجز هان و سونگمین چون بهشون قول دادم امشب تو اتاقم بمونن
هان و سونگمین خوشحال دوباره برگشتن و بقیه رفتن
هان : ا.ت درباره جمله های آخرت داشتی شوخی می کردی نه
ا.ت : بیاین دیگه دربارش حرف نزنیم ادامه فیلممون مونده ها
سونگمین : درسته
ویو ا.ت
داشتیم فیلم رو می دیدیم که هر سه نفرمون خوابمون نیومد پس به هان پیشنهاد دادم تو اگه بخواد میتونه تو بغلم بخوابه که قبول کرد و سونگمین هم به من پیشنهاد داد پرم بغلش و به این ترتیب هان تو بغل من و من تو بغل سونگمین خوابیدیم
صبح......
اینم از پارت بعد امیدوارم خوشتون بیاد🎉
هان : هیون تو چرا اینجوری شدی ......چرا
هان می خواست ادامه هرفش رو بزنه که ا.ت گفت : بچها بحث نکنید اگه مشکل فقط منم به جی وای پی میگم دیگه نمی خوام تو گروه باشم
هیونجین : اره همین کارو بکن
سونگمین : هیون چی داری میگی؟
چان : چه خبره ؟ چی شده؟
هان : چان هیونجین داره ا.ت رو مجبور می کنه از گروه بره
چان : هیون می فهمی داری چی میگی
هیونجین : یعنی دارین واسه این دختره بدرد نخور که هیچ استعدادی نداره و حتی هیچ تلاشی برای ایدل شدن نکرده دارین دوستی چند سالمون رو خراب می کنید
ا.ت : هیونجین بسه خسته شدم یکم خجالت بکش تو که هیچی از زندگی من نمی دونی نمی دونی چه سختیایی رو تحمل کردم تا به اینجا رسیدم چرا همه چون خودمو آدم خوشحالم قوی نشون میدم فکر می کنن هیچ سختی نکشیدم. ( گریه ) یعنی باید زندگینامم رو براتون تعریف کنم که باور کنید و الان هیونجین فکر نکن چون ایدل معروفی هستی هرچی بگی اشکال نداره. تو میخوای من دیگه نباشم باشه بعد از کنسرت جدیدمون که دو ماه دیگه هست دیگه هیچ کدومتون هیچ وقت منو نمی بینید هیچ وقت قول میدم
چان : تو چی داری میگی؟
ا.ت : لطفاً همتون برید بیرون از اتاقم میخوام بخوابم ببخشید
هان و سونگمین ناراحت داشتن میرفتم که ا.ت گفت : بجز هان و سونگمین چون بهشون قول دادم امشب تو اتاقم بمونن
هان و سونگمین خوشحال دوباره برگشتن و بقیه رفتن
هان : ا.ت درباره جمله های آخرت داشتی شوخی می کردی نه
ا.ت : بیاین دیگه دربارش حرف نزنیم ادامه فیلممون مونده ها
سونگمین : درسته
ویو ا.ت
داشتیم فیلم رو می دیدیم که هر سه نفرمون خوابمون نیومد پس به هان پیشنهاد دادم تو اگه بخواد میتونه تو بغلم بخوابه که قبول کرد و سونگمین هم به من پیشنهاد داد پرم بغلش و به این ترتیب هان تو بغل من و من تو بغل سونگمین خوابیدیم
صبح......
اینم از پارت بعد امیدوارم خوشتون بیاد🎉
- ۱.۶k
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط