{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

~سرنوشت من چیست~

~سرنوشت من چیست~
پارت دوازدهم

ادامه...
ویو نامجون
بعد از فهمیدن حال تهیونگ
خیلی ناراحت شدم و فهمیدم که چقدر
سختی کشیده و سختی‌های داره...

ویو تهیونگ
رفتم دم در اتاق شوگا و بعد از دوبار در زدن
بلاخره در رو باز کرد ولی کامل نه فقط یکم که خودش معلوم شه
تهیونگ::میتونم بیام تو؟
شوگا::نه..کاری داشتی؟
تهیونگ::اممم بابت حرفای دیشب معذرت میخوام
شوگا::بیخیال داش بلاخره هممون خیلی ناراحت و عصبی بودیم(بغل)
تهیونگ::(وقتی شوگا رو بغل کرد در اتاق یکم باز شد و تهیونگ با جیمین
که روی تخت شوگا خوابیده بود روبه‌رو شد ولی به روی خودش نیاورد)
تهیونگ::خب من دیگه برم
شوگا::اوهوم

ویو شوگا
بعد از رفتن تهیونگ در رو پشت سرم قفل کردم
به سمت جیمین حرکت کردم و بغلش دراز کشیدم و موهای
طلایی رنگشو نوازش میکردم و یه بوسه ای هم به سرش زدم و گفتم
شوگا::چرا باید عاشقت بشم جیمینا(اروم)

ادامه...
میخوام یکم عاشقانش کنم..خوبه؟
دیدگاه ها (۰)

~سرنوشت من چیست~پارت سیزدهمادامه...ویو جینوقتی بیدار شدم که ...

~سرنوشت من چیست~پارت چهاردهمادامه...ویو شوگاشوگا::اومدم اومد...

به زودی...🥀

ولی آخه چرا...؟

~سرنوشت من چیست~پارت دهمادامه...ویو جیمینوقتی وسایل شوگا رو ...

«رمان هم خونه های ما»پارت:۲۶رزی رفت و روبه روی لیسا وایستاد+...

𝑝𝑎𝑟𝑡6اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛ویو شیلا:بعد از اینکه ماجرا رو فهمیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط