{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
از کنار هر دختری رد میشد
یک تنه ی جانانه میزد و لذت میبرد...
-یک اصطکاک دوست داشتنی با هرکسی که در نظرش خوش تراش تر بود!!
یک آن دیدم مقابل من است
نفسم حبس شد
چادرم را کشیدم جلوتر و میخکوب سرجایم ایستادم
ببخشیدی گفت و خودش را کنار کشید...
حالا دیگر چادرم را بیشتر دوست داشتم
خدایا ممنون بابت این سپر بلا
دیدگاه ها (۱)

شرمنده از دوستانی که برای این پست کامنت گذاشته بودند متاسفان...

#دوستاتون_رو_تگ_کنید

..حتما بخونید خیلی جالبه

..-آقا این سرویس چنده؟چقدر قشنگه!-قیمتی نداره خانم....ارزونه...

𝑨 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕𝒔𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏 ویو هه جو( شخصیت اصلی):با صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط