اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم
شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکنه
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد
.
.
.
و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
با یک چتر اضافه آمدی
مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چشممان نرود دو قدم از هم دورتر برویم.
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو!
دیدگاه ها (۲۷)

سناریو کازوتورا درخواستی

فیک جونگکوک

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

چند پارتی بازی ممنوع

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم، چتر نداشتیم،...

روز بارانی اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیم، چت...

روز بارانی اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیم، چت...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیم، چتر نداشتیم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط