اولین روز بارانی را به خاطر داری

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم
شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکنه
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد
.
.
.
و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
با یک چتر اضافه آمدی
مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چشممان نرود دو قدم از هم دورتر برویم.
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو!
دیدگاه ها (۲۷)

شده بعضي وقتا ديگه دوستش نداشته باشي؟به خودت مي گي اصلاً واس...

زندگی همین است...هر خاطره ! غروبی داردوهر غروبی خاطره ای!...

آقا...راستش اگه ریا نباشه...میخواستم بگم...من شبا با اکانت ن...

به لب هایت خوار و خفیف کردن نیاموز ...که برای بوسیدن آفریده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط