{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شدی هم خانه ی قلبم، چه مهمانی از این بهتر

شدی هم خانه ی قلبم، چه مهمانی از این بهتر
دوای درد من گشتی ،چه درمانی از این بهتر
شدم در بند گیسویت ،اسیر تاری از مویت
چه دام و دانه ای به به، چه زندانی از این بهتر
شدم ویران ز هجرانت، پریشانت،پریشانت
خوشم با این پریشانی، چه سامانی از این بهتر
گدای کوی تو بودن برایم برتر از شاهی است
تو سلطان دلم هستی، چه سلطانی از این بهتر
دوای درد عاشق را بجز وصلش علاجی نیست
وصال یار شیرین است چه هجرانی از این بهتر
اگر پائیز سرد آمد، دل عاشق به درد آمد
رِسَد آخر خزان غم ،چه پایانی از این بهتر
دیدگاه ها (۱۳)

نیستی دائم ودر عمق خیالت هستمنگران تو و کیفیت حالت هستممثلا...

ای دل ز من بریده ز یادم نمی‌رویوی پا ز من کشیده ز یادم نمی‌ر...

بگو چگونه با غم نبودن تو" تا " کنم؟چگونه بند قلب را  ز  مهر ...

نشد که آینه باشم برای دیدن توبیا که آینه خواهم شد از رسیدن ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط