{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این زلف پریشان و جمعه،

این زلف پریشان و جمعه،
گره خورده به هم،
اما؛
کور ترین گره ی دنیا هم باشد،
با دستان تو باز میشود!
آنگاه میتوان،
جمعه را پنجشنبه خواند!

مائده_نواب
دیدگاه ها (۱)

شب است و خواب به چشمم نمیرود ، آری .دلم گرفته برایت ، هنوز ب...

من راهِ " ماندنِ " کسانی که " دوستشان داریم " را نمی دانمولی...

بعضی ها !!!! آرامش مطلقند .........لبخندشان ،،،تلألو برق چشم...

سلام✨ حضرت گره گشا،مهدی جان.زندگی هایمان فقط دست و پا زدن در...

ایها_العزیز روزهای‌چشم‌براهی السلام علیک یا صاحب الزمانيک عم...

عاشقانه های شبنم

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

زیبای من.. تو چه گناهی کرده بودی که قلبت این چنین شکست؟ قل...

هیچی دیگه حال نمیدهدست و بالم اینروزا دیگه به کار نمیرهاین چ...

.جمعه ها آدم حس و حال عجیبی پیدا میکند!شاید کمی بغلی و بهانه...

سپردنِ تئومان به دنیز از سمت آراس و اون جمله‌ی «از همه‌کس بی...

💙‏یکی از چیزایی که با سرنوشت ما دهه شصتی‌ها گره خورده نونوائ...

نیکزاد افرسی نیا هرسین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط