{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه مگس با بچه هایش روی سر کچل یه مردی نشستند.پس از چند لح

یه مگس با بچه هایش روی سر کچل یه مردی نشستند.پس از چند لحظه بچه مگس به پدرش گفت:بابا آب میخوام.
پدرش گفت:آخه وسط این کویر آب از کجا بیارم عزیزم؟
دیدگاه ها (۱۷)

دیــــــر آمــــدی !بـــاد آمــد و هــمـه ی رویــاهــا را بـ...

10 ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﻐﺰﯼ ﻣﯿﺸﻮﺩ.1 ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ.2 ﭘﺮﺧ...

ﺯﻥ ﺷﮑﻮﻓﻪ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻏﻨﭽﻪ ﺑﻮﺩﻥ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﮔﻞ ﮐﺮﺩﻥ،...

آن که می گوید دوستت می دارمدل اندهگین شبی ستکه مهتابش را می ...

A NEW LIFE part five 5ویو راویبنگچان هر روز دنبال یه موقعیت ...

A NEW LIFE

1000 درد ، 2000 خوشحالیپارت 2نارا.بس کن ، من اسباب بازی نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط