روزی روباهی در جنگل در حال قدم زدن بود که کنار درختی تکه
روزی روباهی در جنگل در حال قدم زدن بود که کنار درختی تکه ای پنیر دید، ناگهان کلاغ سیاهی پنیر را دزدید و به بالای درخت فرار کرد !
روباه نگاهی غضبناک به کلاغ کرد و گفت : عووود شنو حاسبه روحیچ؟ آخر زرگه اسویده 😠
کلاغ سیاه در جواب گفت : براچی خودتو دیدی ؟ 😕
و اینگونه پنیر از دهان کلاغ افتاد و روباه پنیر را برداشت و با ذکر یالا بای رفت . 😂 😂 😂 😂
روباه نگاهی غضبناک به کلاغ کرد و گفت : عووود شنو حاسبه روحیچ؟ آخر زرگه اسویده 😠
کلاغ سیاه در جواب گفت : براچی خودتو دیدی ؟ 😕
و اینگونه پنیر از دهان کلاغ افتاد و روباه پنیر را برداشت و با ذکر یالا بای رفت . 😂 😂 😂 😂
- ۱.۷k
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط