در این سرما و باران یار خوشتر
در این #سرما و باران #یار خوشتر
#نگار اندر کنار و #عشق در سر
نگار اندر کنار و چون نگاری
#لطیف و خوب و چست و تازه و تر
در این سرما به کوی او گریزیم
که مانندش نزاید کس ز #مادر
در این برف آن لبان او ببوسیم
که #دل را تازه دارد برف و شکر
مرا طاقت نماند از دست رفتم
مرا بردند و آوردند دیگر
#خیال او چو ناگه در دل آید
دل از جا میرود #الله_اکبر
✍️ #مولانا
🍃_____________🍃___________🍃
📍از دو دیدگاه میتوان مضمون کلی این شعر مولانا را بیان کرد:
🍃از بُعد #معنوی و عرفانی، مضمون این شعر مولانا چنین است:
این شعر بیانگر پناه بردن سالک به حضرت محبوبِ الهی در اوج سختیهای دنیاست. «سرما و باران و برف» نماد رنجها، آزمونها و تاریکیهای راه سلوکاند، و «یار» تمثیلی از حق، حقیقت مطلق یا معشوق الهی است. در این مسیر، تنها چیزی که جان را گرم و زنده نگه میدارد، حضور و قرب محبوب است.
«نگار اندر کنار» کنایه از وصل و قرب معنوی است؛ لحظهای که سالک در آغوش لطف الهی آرام میگیرد. بوسه بر لب یار در برف، نماد چشیدن شیرینی ذکر و معرفت در دل ریاضت و سختی است؛ همانجا که تضاد میان رنج و لذت به وحدت میرسد.
از خودبیخودی شاعر («مرا طاقت نماند… مرا بردند و آوردند دیگر») اشاره به فنا در عشق دارد؛ جایی که سالک اراده و هویت فردی را از دست میدهد و به دست عشق سپرده میشود. و سرانجام، ذکر «اللهاکبر» نشاندهندهی حیرت و شهود عظمت حق است؛ لحظهای که دل در برابر تجلی حقیقت از جا کنده میشود.
🍃از بعد عاشقانههای #مادی و دنیایی:
این شعر بیانگر شور و شیدایی عاشقانهای است که در برابر سرما، سختی و ناملایمات بیرونی گرمتر و زندهتر میشود. شاعر میگوید در سرمای باران و برف، هیچ چیز خوشتر از حضور یار، آغوش معشوق و آتش عشق در دل نیست. عشق چنان نیرومند است که سرما را شیرین میکند و رنج را به لذت بدل میسازد.
با یاد و خیال یار، دل از جا کنده میشود و عاشق اختیار از کف میدهد؛ تجربهای که هم زمینی است (بوسه، آغوش) و هم معنوی (حیرت، بیخودی، ذکر «اللهاکبر»).
؛__________❤__________
#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#بوسه #عاشقانه
#نگار اندر کنار و #عشق در سر
نگار اندر کنار و چون نگاری
#لطیف و خوب و چست و تازه و تر
در این سرما به کوی او گریزیم
که مانندش نزاید کس ز #مادر
در این برف آن لبان او ببوسیم
که #دل را تازه دارد برف و شکر
مرا طاقت نماند از دست رفتم
مرا بردند و آوردند دیگر
#خیال او چو ناگه در دل آید
دل از جا میرود #الله_اکبر
✍️ #مولانا
🍃_____________🍃___________🍃
📍از دو دیدگاه میتوان مضمون کلی این شعر مولانا را بیان کرد:
🍃از بُعد #معنوی و عرفانی، مضمون این شعر مولانا چنین است:
این شعر بیانگر پناه بردن سالک به حضرت محبوبِ الهی در اوج سختیهای دنیاست. «سرما و باران و برف» نماد رنجها، آزمونها و تاریکیهای راه سلوکاند، و «یار» تمثیلی از حق، حقیقت مطلق یا معشوق الهی است. در این مسیر، تنها چیزی که جان را گرم و زنده نگه میدارد، حضور و قرب محبوب است.
«نگار اندر کنار» کنایه از وصل و قرب معنوی است؛ لحظهای که سالک در آغوش لطف الهی آرام میگیرد. بوسه بر لب یار در برف، نماد چشیدن شیرینی ذکر و معرفت در دل ریاضت و سختی است؛ همانجا که تضاد میان رنج و لذت به وحدت میرسد.
از خودبیخودی شاعر («مرا طاقت نماند… مرا بردند و آوردند دیگر») اشاره به فنا در عشق دارد؛ جایی که سالک اراده و هویت فردی را از دست میدهد و به دست عشق سپرده میشود. و سرانجام، ذکر «اللهاکبر» نشاندهندهی حیرت و شهود عظمت حق است؛ لحظهای که دل در برابر تجلی حقیقت از جا کنده میشود.
🍃از بعد عاشقانههای #مادی و دنیایی:
این شعر بیانگر شور و شیدایی عاشقانهای است که در برابر سرما، سختی و ناملایمات بیرونی گرمتر و زندهتر میشود. شاعر میگوید در سرمای باران و برف، هیچ چیز خوشتر از حضور یار، آغوش معشوق و آتش عشق در دل نیست. عشق چنان نیرومند است که سرما را شیرین میکند و رنج را به لذت بدل میسازد.
با یاد و خیال یار، دل از جا کنده میشود و عاشق اختیار از کف میدهد؛ تجربهای که هم زمینی است (بوسه، آغوش) و هم معنوی (حیرت، بیخودی، ذکر «اللهاکبر»).
؛__________❤__________
#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#بوسه #عاشقانه
- ۵.۱k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط